کتابداری پزشکی ۷۹
قالب وبلاگ

در کتاب حاجی‌آقا نوشته صادق هدایت اومده: حاجی به کوچک‌ترین فرزندش درباره نحوه کسب موفقیت در ایران نصیحت می‌کند: توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛ اگر نمی‌خواهی جزو چاپیده‌ها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی! سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می‌کنه و از زندگی عقب می‌اندازه! فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن! چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافی است، تا بتوانی حساب پول را نگه‌داری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه! باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من می‌شنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری! سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا می‌توانی عرض اندام بکن، حق خودت رابگیر! از فحش و تحقیر و رده نترس! حرف توی هوا پخش می‌شه، هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟ پررو، وقیح و بی‌سواد؛ چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد، تا کار بهتر درست بشه!... نان را به نرخ روز باید خورد! سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی،با هرکس و هر عقیده‌ای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی!.... کتاب و درس و اینها دو پول نمی‌ارزه! خیال کن تو سر گردنه داری زندگی می‌کنی! اگر غفلت کردی تو را می‌چاپند. فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند کلمه قلنبه یاد بگیر، همین بسه!!
.
.
.
.
خیلی جالبه که بعد از 65 سال
هنوز هم در بر همان پاشنه می چرخد..!!!؟؟؟

[ چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۳:٤٢ ‎ب.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

کتاب "مقالات کتابخانه های عمومی ایفلا 2010 گوتنبرگ، 15- 10 آگوست، " با ویرایش حسن معماری مختار منتشر شد. این کتاب شامل 18 مقاله درباره کتابخانه های عمومی از هفتاد و ششمین کنفرانس سالانه ایفلا ست که در سال 2010 میلادی در شهر گوتنبرگ در کشور سوئد برگزار شد. نهاد کتابخانه های عمومی کشور این کتاب را در 428 صفحه و با قیمت 6500 تومان منتشر کرده است. در این کتاب ترجمه‌هایی از مهدی ابراهیم‌پور، قدیر پوربایرامیان، خانم اسعدی و اینجانب هم وجود دارد!

[ سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢٢ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

حرف دلت رو امروز بزن!
اگر امروز گفتی ...
اسمش "حرف دل" است
اگر نگفتی ...
فردا می شود

" درد " دلت

[ سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

حسرت این روزهایم این است که وقتی رو به سوی تو می‌ایستم و می‌خواهم با تو سخن بگویم و وقتی حرفهایم تمام می‌شود، تازه به خودم می‌آیم و می‌بینم تنها چیزی که در این مدت کوتاه درباره‌اش فکر نکرده‌ام، خود "تو" بوده‌ای!
می‌گویند تو بر همه کاری توانایی، پس حتما چیزی از توانا بودنت کم نمی‌شود اگر آشفتگیهایمان را به آرامش تبدیل کنی و این مهمان دوست داشتنی را نه در چهره و ظاهر که در باطنمان جای دهی.

[ چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

منتظران مهدی

به هوش باشید

که حسین را

منتظرانش کشتند

[ چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت هم کلید معنویست
گفت از این معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست آنهم ارمنی است!!!

بعد از آن که خواندیم که در ژاپن چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودن  سر جایشان برگرداندن و به آرامی از فروشگاهها خارج شدن، چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیل زده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه رو جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده میکنن و معذرت می خوان بخاطر اینکه ببخشید سونامی شد و ما نتونستیم بهتر از این بهتون سرویس بدیم.
چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودن و به صورت کلاسهای مجزا با حداکثر 15 دانش آموز در آورده بودن. نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی 32 اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششون هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزا رو تازه رو زیر حداقل می دونه! محاسبه کنین حداکثر رو.
چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی برای اینکه از قافله عقب نمونن یه سپاه مهندسین پیر تشکیل دادن و داوطلب شدن که برن فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنن تا جوونترها در معرض تشعشعات نیروگاه قرار نگیرن. چرا؟ چون نسبت به جوونها کمتر از عمرشون باقی مونده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشون باقی خواهد موند و خودشون هم زمان کمتری رنج و دردش رو تحمل خواهند کرد. حالا هم که این خبر پایین در اومده که بفرمایید و بخونید.
به گزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماه‌های گذشته، بحران سیل، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین (بیش از 45 میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.
همچنین 5700 گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده،
به دولت داده شده است.
سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را
تحویل می دهند و تا کنون 96 درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده
است.

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٤ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

اعصاب چیست ؟ چیزیست که هیچکس ندارد وهمه توقع دارند تو حتما داشته باشی.

آیا میدانید بعضی وقتها وجدان مانع ارتکاب گناه نمی شه، فقط گناه رو کوفت آدم می کنه!

معلم : 10 تاسیب داریم من 9 تاشو میخورم ، چند تا سیب میمونه؟ بچه: همون یکی روهم بردار بخور بدبخت سیب نخورده !

والدین گرامی اینقدر نگین "وقتی ما سن شما بودیم این جورخوب بودیم، اون جورخوب بودیم" مادر بزرگ ها دهن لق تر از چیزین که فکر می کنین !

خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت
نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟ نیشخند

منبع: ایمیل دوستان

[ دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٩:۱٢ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
... خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد
باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬بی بهانه، شایدم گم کرده خانه !

[ شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

ببار ای برف
که سیاهی‌ها
سخت دور و برمان را فرا گرفته است
ببار
که سفیدیت
در این سیاهی دوران
کولاک می‌کند

[ سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]

ستایش را که ما کامل ندیدیم یعنی به جز چند قسمتی که مهمان داشتیم و یا مهمانی بودیم در واقع چیز دیگری ندیدیم اما همین نگاه گذرا هم می‌توانست ما را متوجه عمق فاجعه کند و خبر تمام شدنش باعث خوشحالی‌مان شود. هرچند که همه سریالهای ایرانی در سالهای اخیر خط سیر مستقیمی داشته اند و همه‌گی هدف خاصی را دنبال می‌کنند و عقاید خاصی را به بینندگان تحمیل می‌کنند اما این نقش در ستایش خیلی پر رنگ‌تر و واضح‌تر بود. انحرافهای ناگهانی از مسیر اصلی گاهی وقتها ادامه سریال را برای چندین قسمت دیگر تضمین می‌کرد و نصیحت‌کردن آشکار و علنی (که مطمئنا باب میل هیچ بیننده تلویزیونی نیست) در آن موج می‌زد. بماند که کارگردان به خود زحمت نداده بود که شرایط را مطابق با شرایط دهه 60 که زمان وقوع اتفاقات سریال بود تطبیق دهد. از پلاک ماشین‌ها گرفته (که به جز وانتی و ماشین فردوس بقیه پلاک "ایران" داشتند) تا شرایط بیمارستان و ... و هزاران نقطه ضعف دیگر که حتی از دید من بیننده آماتور هم پنهان نبود.
نکته اینجاست که این سریالها ساخته می‌شوند تا با سریالهای فارسی وان و جم کلاسیک و من و تو و ... رقابت کنند و بینندگان را مجاب کنند که به جای سریالهای شبکه‌های بیگانه پای ستایش بنشینند و سرگرم شوند! نکته دیگر اینکه آن شبکه‌های بیگانه کاملا خصوصی هستند و درآمدشان از راه تبلیغات بدست می‌آید اما شبکه‌های "پاک" وطنی علاوه بر درآمد حاصل از تبلیغات، ردیف بودجه میلیاردی از بیت‌المال هم دارند.

 

[ دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٤ ‎ق.ظ ] [ وحید زارعی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
امکانات وب