پژوهش فرآیند پیچیده ای دارد که مستلزم صرف هزینه و وقت و داشتن حوصله و دقت کافی است. بدیهی است که یک پژوهشگر بایستی آموزشهای لازم و کافی و آن هم نه در یک بعد، بلکه در ابعاد مختلف دیده باشد تا بتواند از عهده یک پژوهش صحیح برآید. پژوهشگر ضمن اینکه باید در رشته تحصیلی خود خبره باشد و به موضوع تحقیق اشراف کامل داشته باشد، بایستی با اصول و روش تحقیق و برنامه های آماری و سایر برنامه های وابسته نیز آشنایی داشته باشد. همچنین امروزه تحقیقات میان رشته ای خواهان زیادی دارند و استقبال بیشتری از چنین تحقیقاتی به عمل می آید که انجام این تحقیقات مستلزم آشنایی محقق با رشته های وابسته نیز می باشد.
اما با وجود این سختیها، پژوهش امری نیست که بتوان از آن صرفنظر کرد. با اطمینان می توان گفت که پژوهش زیربنای توسعه است و در بلند مدت باعث افزایش بهره وری نیز می شود. امروزه کشورهای مختلف حساب ویژه ای روی پژوهش باز کرده اند و تحقیقات و پژوهشهای صحیح بسیاری از مشکلات جامعه را حل کرده است.
اما نگاهی به پژوهش در کشور ما نشانگر این واقعیت است که ما از قافله خیلی عقب هستیم. هرچند که گفته می شود در سالهای اخیر جایگاه پژوهش در کشور ارتقا یافته است، اما نکات دردناک بسیاری در این زمینه وجود دارد که جای بسی تامل دارد:
واقعا به چه میزان به تحقیقاتی که در داخل کشور انجام می شود اطمینان داریم؟
این تحقیقات چقدر کاربردی هستند؟
چند مورد از مشکلات ما توسط این پژوهش ها به صورت قطعی حل شده اند؟
چند درصد از دانشجویان مجبورند برای حل مشکلات پایان نامه خود "داده سازی" کنند؟
چند درصد پایان نامه ها به صورت حاضر و آماده در اختیار دانشجویان قرار می گیرد؟
چه نهاد یا سازمانی مسئول مقابله با خرید و فروش پایان نامه های آماده است؟
پژوهشهای انجام گرفته در کشور چگونه سازماندهی می شوند؟
چقدر تحقیقات تکراری و به درد نخور با هزینه های زیاد در کشور انجام پذیرفته است؟
و صدها سئوال دیگر از این قبیل...