رحلت آیت الله منتظری داغ دیگری بر دل نشاند. افسوس که جایگزینی برای ایشان نیست و صد افسوس که بعضی ها انقدر جسارت به خرج دادن که گفتند: "خدا از سر تقصیراتش بگذرد"!
پاییز که تمام شد، یلدا هم پشت سرش سپری شد، هرچند که چنگی به دل نزد و کمی بیش از یک شب معمولی بود. اما تفاوت پنهانی با یلداهای سال قبل داشت! زمستان هم اسمن آمده ولی فعلا که خبری از برف و کولاک نیست.
محرم شده و شهر لباس عزا پوشیده. دسته جات به راه افتاده و نذورات غوغا می کند. هرکسی در حد بضاعت خودش و اعتقاداتی که دارد، سعی می کند سهمی از این ماجرا داشته باشد.
این تهران رفتن هم برای ما شده یک مشکل! تنها به این دلخوشی پای به پایتخت می گذارم که دوستان را ملاقات کنم و یکی دوروز در مصرف بنزین صرفه جویی کنم!
مسافری در راه است و من می توانم حدس بزنم که دختر و پسری که چند روز بعد حس مادرانگی و پدرانگی را تجربه خواهند کرد، این روزها چقدر در اضطراب و تب و تابند