باید قبول کنیم که بعضی از واژه ها اون تقدس و ارزش خودشون رو از دست دادن و به قول معروف "نخ نما" شدن. هرچند که بعضی از این واژه ها با چنان آب و تابی به زبان آورده می شن که این نخ نما شدن رو تحت پوشش قرار می دن! ولی کاش واقعا فکری به حال این واژه ها بشه. در کنار واژه های عشق و عدالت و دموکراسی و ... که در حال تبدیل شدن به مفاهیم دیگه است واژه هایی که این روزا خیلی توجه منو جلب کرده همین واژه های "استاد" و "دانشجو" هست. بگذریم که دهه ای که گذشت رو می توانیم دهه استادان نامگذاری کنیم چون با رونق گرفتن دانشگاههای آزاد و غیرانتفاعی و پیام نور و... خیل عظیمی از کسانی که به زور موفق به دریافت مدرک فوق لیسانس شده بودند لقب استاد گرفتند و نحوه گزینش این اساتید هم مزید علت بوده تا تعداد به قول معروف استادای کشور به طور تصاعدی رشد کنه.
اما من واقعا موندم کسی که از انجام یک تجزیه و تحلیل ساده عاجزه و املای خیلی از کلمات ساده رو نمی تونه بنویسه چجوری می تونه به خودش بگه دانشجو؟!  آقا یه زمانی دانشجو برا خودش اعتبار داشت، ارزش داشت، حرفش رو قبول می کردند. اما الان چی؟ به عنوان کسی که به طور مستقیم با دانشجوها در ارتباطم با قاطعیت می گم نسل دانشجوهای امروز با دانشجوهای چند سال پیش خیلی فرق کرده و دانشگاه آزاد و سراسری هم نداره! 
پیشنهاد می کنم فرهنگستان برای این مفهوم یه فکری کنه و به پیروی از گزارشگرهای تلویزیون واژه های "دانشجو نما" یا واژه های مشابه رو جایگزین کنه.