احتمالا خیلی از شماها فیلم "وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی رو دیدین. فیلمی که یه سناریوی جدید و یه ایده نو ارائه می ده و به انتقاد از فیلم سازی تو ایران می پردازه. تو این فیلم نشون می ده که یه فیلم بنا به دلایلی _که عمدتا تو این فیلم مسائل مالی و نسبتهای خانوادگی عنوان شده_ مسیر خودش رو عوض می کنه و به جای اینکه بازیگرانش رو مجاب کنه که تابع فیلمنامه بشن، قضیه برعکس می شه و فیلمنامه به تبع بازیگران تعویض شده فیلم، تغییر هویت می ده.
"در چشم باد" هم مثل اکثر سریالهای ایرانی خوب شروع شد و به نظر می رسید که یکی از سریالهای پربیننده و متفاوت ساخت وطن باشه اما باز مثل اکثر سریالهای ایرانی خوب تموم نشد! و احساس می کنم داستان "وقتی همه خوابیم" بر سر این سریال هم اومد و کلا فیلم تغییر هویت داد و یه چیز دیگه شد! حالا چه عوامل پشت پرده ای باعث شد این اتفاق بیفته، خدا داند. اما اونایی که این سریال رو جمعه ها از شبکه یک دنبال می کردند حتما متوجه این دوگانگی شده اند. وقتی قسمت آخر سریال رو نگاه می کردم بی درنگ یاد وقتی همه خوابیم افتادم و نبوغ بهرام بیضایی رو تحسین کردم.