خرمگس کتابی بود که فقط از روی اسمش انتخاب کردم! هرچند که مقدمه این کتاب هم در نوع خود برای من جالب بود. چرا که نویسنده کتاب خانم اتل لیلیان وینیچ کسی بود که مادرش بعنوان کتابدار در یک دانشگاه کار می کرد و پدرش آقای جرج بول بود که منطق بول رو ما تو علوم اطلاع رسانی خیلی به کار می بندیم.
این رمان در دهه ١٩۶٠ انتشار یافته و نقش اصلی این کتاب آرتور برتن است که یک انگلیسی مقیم در ایتالیا در زمان سلطهٔ اطریشی ها بر این کشور است، او پس از شکست عشقی خود دست به یک ماجراجویی بزرگ می‌زند و بعدها دوباره به ایتالیا بازمیگردد و در یک گروه انقلابی به کار مشغول می‌شود. این دومین کتابیه (بعد از کتاب مفتش و راهبه کالین فالکنر) که به فساد کشیش های کاتولیک اشاره می کند. ولی موضوع های اصلی این کتاب عشق و مبارزه برای رسیدن به آزادی است.
می توان گفت این کتاب از آن دسته از کتابهای معمولی است که با خواندن سطرهایی از آن می توان آینده اش را پیش بینی کرد و صرفا بازگو کردن حوادث و اتفاقات پیش آمده برای آرتور است که پیچیدگی خاصی به سبک رمانهای امروزی ندارد تا کنجکاوی خواننده را تحریک کند.
از این کتاب دو ترجمه در بازار موجود است که کتابی که من خواندم ترجمه مشترک داریوش شاهین و سوسن اردکانی است.