در طول زندگی تاهل وار و البته نیمه تاهل وار به بنده ثابت شده که "خرید کردن" به عنوان یک تفریح و یک لذت برای خانمها محسوب می‌شود، مثل فوتبال بازی کردن یا حتا تماشای یک بازی فوتبال برای مردها! به همین خاطر سعی می‌کنم وقتی با "بانو" بیرون می‌رویم سر این مسئله کمتر غرغر کنم و اجازه دهم ایشان در کمال آرامش از دیدن ویترین‌های زیبای مغازه‌ها و خریدهای احتمالی اندکی مشعوف شوند. هرچند که انصافا "بانو" مثل بعضی از خانمها اصلن به صورت افراطی با این قضیه برخورد نمی‌کند و جانب تعادل را رعایت می‌کند.
اما اتفاقی که دیروز در بازارچه "رشدیه" برایم افتاد اندکی که نه خیلی زیاد تعجب آور بود. عصر جمعه جمعیت سرازیر شده به این بازارچه انقدر تعدادشان زیاد بود که به قول معروف جای سوزن انداختن هم نبود و تردد واقعن به سختی انجام می‌شد. آیا واقعن همه آنهایی که آمده بودند قصد "خرید" داشتند؟ یا برای کسب لذتی که ناشی از دیدن ویترین های پرزرق و برق به آدم دست می‌دهند آمده بودند؟ تحلیل "بانو" این است که چون جای تفریح‌ آنچنانی وجود ندارد ملت به همچین جاهایی پناه می‌برندو وقت خود را در اینجا سپری می‌کنند. تحلیل ظریف و قابل تاملی است!