1. مشغول مدیریت جهان بودیم که مدیریت ایران از دستمون در رفت. حالا همین شد که می‌بینین. سکه به مرز یک میلیون رسید. دلار دو برابر شد. محصولات لبنی و غیرلبنی هم که هر روز یه قیمت جدید دارند. اصلا کی به کیه. ملت دارند کسری بودجه شون رو از جیب همدیگه تامین می‌کنند و فقط ماهایی که کارمندیم کاری از دستمون بر نمی‌آد و مجبوریم بی‌صبرانه در انتظار آخر برج باشیم تا ببینیم چی دستمون می‌آد. اصلا ولش کن. اینا که کار اجنبی‌هاست. اومدند تو ایران سکه و دلار و ماست و شیر و... رو گرون کردند. ما به مدیریت جهانمون برسیم. بریم شبکه اسپانیایی زبان افتتاح کنیم و "ویوا لاتین آمریکا" بگیم که یه وقت اون بنده خداها بی‌برنامه نمونن و سرشون مشغول باشه. ما رو سه نه نه که گرونیه. ملت خودشون یاد گرفتند چجوری گلیمشون رو از آب بکشند بیرون.
2. یه دوستی می‌گفت تازگی‌ها تو بعضی مفاهیم دچار تعارض شدم. اصلا نمی‌فهمم وطن، کشور، خاک ... یعنی چی؟! وقتی از این وطن به این وسعت یه زمین که نه یه آپارتمان 50 متری (که رو آسمونه) هم به من نمی‌رسه برای چی باید سنگ این خاک رو به سینه بزنم!!!
3. یه وقتایی این کوسه‌های بیشعور میان سیم میم های ته اقیانوس رو گاز می‌گیرند و اینترنت رو داغون می‌کنن می‌رن پی کارشون. واسه همینه که سرعت اینترنت که در حالت عادی هم صبر ایوب می‌خواد از اینی هم که هست ضایع تر می‌شه و آدم رغبت نمی‌کنه پاشو تو فضای سایبری بذاره. حالا جالبه که یکی از همین کوسه‌ها سمت خونه ما اومده بوده انگار و سیم دم در خونه‌مون رو گاز گرفته و تا اطلاع ثانوی اینترنت منزل به کل قطع شده! می‌بینین تو رو خدا. این اجنبی‌ها کوسه خشکی هم می‌سازند می‌فرستند دم در خونه ها. گفته باشم که حواستون جمع باشه.