دکتر وین دایر در کتاب "عظمت خود را دریابید" می گوید "آدمها دو دسته هستند: غازها و عقابها!"
کسی که مثل غاز تعلیم دیده نمی‌تواند درست پرواز کند و به خار و خاشاکی گرفتار می‌آید که مانع پروازشان می‌شود. غازها همه مثل هم فکر می‌کنند. افکارشان کپی شده است و خلاقیت ندارند. در بیشتر اوقات نیز همگی با هم به نتایج یکسان می‌رسند چون درست مثل هم زندگی می‌کنند. غازها همیشه می‌دانند غاز دیگر چطور زندگی کند بهتر است. هر کسی جای کس دیگر تصمیم می‌گیرد. در منطقه عقابها هر کسی جای خودش فکر می‌کند و کسی مسئولیت زندگی دیگری را بر عهده نمی‌گیرد.
غازها از جسمشان بیش از حد کار می‌کشند و تمام توان داشته و نداشته را به کار می‌گیرند ولی به نتایج دلخواه نمی‌رسند. عقابها تمام جوانب کار را در نظر می‌گیرند و با توجه به تجربه‌های قبلی و برنامه‌ریزی‌های ذهنی تصمیم می‌گیرند و بعد شروع به کار می‌کنند.
غازها حریم شخصی ندارند. عقابها اجازه نمی‌دهند دیگری وارد حریم خصوصی آنها شود.
غاز "نه" نمی‌گوید و همیشه شاکی است که چرا باید اینهمه به دیگران توجه کند. عقاب در مواقعی که لازم است به راحتی "نه" می‌گوید.
غاز از تجربیات درس نمی‌گیرد و فقط آزار می‌بیند. عقاب بعد از گذراندن سختی مسئله، به فکر پذیرش مسئله و درسهای ممکن است.
غاز به جای دیگران زندگی می‌کند. عقاب می‌داند که باید به دیگران کمک کند ولی جای کسی نباید زندگی کند چون او را از تجربه "خود بودن" محروم می‌سازد.
غاز همیشه یا ناراضی است یا شاکی. عقاب همیشه راضی است و می‌داند هر سختی پایانی دارد.
غاز همیشه می‌خواهد غاز باشد. پریدن و اوج گرفتن را دوست ندارد. عقاب بر عقاب بودن اصرار دارد، حتی اگر بهای آن سنگین باشد.