خیلی دردناکه یه هویی به عزیزانت زنگ بزنی ببینی در هراس و وحشت از یک رویداد طبیعی به سر می‌برند. خیلی سخته خودت در آرامش نسبی بخوابی ولی نگران زندگی کسانی باشی که تک تکشان بهترین‌های زندگی‌ات هستند. خیلی سخت و دردناکه کاری از دستت برنیاید و فقط نظاره‌گر باشی. هیچوقت نتوانسته‌ام رابطه حوادث اینچنینی با عدل خدا را پیدا کنم. نمی‌دانم آن چند صد نفر انسانی که در شب قدر احتمالا خود را برای مراسم احیا آماده می‌کردند "به کدامین گناه کشته شدند؟" چرا در کشور و شهر و حتی روستای دیگر این اتفاق نیفتاد و فقط برای آنها اینگونه مقدر شد؟ سرنوشت؟ اتفاق؟ بلای طبیعی؟ خواست خدا؟ تقدیر؟ اسمش که مهم نیست. مهم این است آن چند صد نفری که تا روز قبل بر خاک سجده می‌کردند و دعا و مناجات می‌خواندند و الهی العفو می‌گفتند، امشب اسیر خاکند!