چند روز پیش یه لهستانی برای انجام یه سری تحقیقات به کتابخانه ما مراجعه کرد. "آدام" تز دکتراش درباره اقتصاد ایران بود و بنابراین تصمیم گرفته بود سفر دو هفته‌ای به ایران داشته باشه و منابع علمی که در این زمینه منتشر شده رو ببینه. بگذریم که قصد داشت به غیر از کتابخانه ما به کتابخانه ملی و کتابخانه برنامه و بودجه هم سر بزنه ولی در نهایت موفق به این کار نشد. دوست لهستانی ما اولین روز که به کتابخونه اومد همه جوگیر شده بودند! دورش حلقه زده بودند و از رئیس و کارمند و آبدارچی از من می خواستن بهش بگم هر کاری داره بدون تعارف با ما در میون بذاره! روز اول بر اثر جوگرفتگی شدید تصمیم بر این شد که کپی از هر مدرک و منبعی برای ایشون رایگان باشه و وجهی در قبال خدمات کپی از مدارک دریافت نشه! روز دوم همکار بخش کپی اومد بهم گفت بهش بگو دیگه دستگاه کپی داغ کرده نمی تونیم براش کپی کنیم! ناچار بهش گفتم مدارکت رو انتخاب کن ما برات اسکن می‌کنیم. روز سوم همکار بخش اسکن هم از کوره در رفت و گفت بهش بگو نمی‌تونیم هر روز برات اسکن بکنیم! ضمن اینکه گفته شد که هزینه کپی که روز اول گرفته رو باید پرداخت کنه! حتی بعضی‌ها اعتقاد داشتند پول کپی باید چند برابر بیشتر گرفته بشه. دلیلشون هم این بود که موزه‌ که می‌ری از ایرانی‌ها ارزونتر از خارجی‌ها می‌گیرن!!! "آدام" غافل از اتفاقای پشت پرده، از انبوه منابع موجود در کتابخانه لذت می‌برد و از اولین ساعات باز شدن کتابخونه تا آخرین ساعاتش به مطالعه می‌پرداخت. کار به جایی رسید که من مجبور شدم بهش بگم با خودت دوربین دیجیتال بیار و از مدارکی که می ‌خوای عکس بگیر! روزای آخر یکی از مسئولین بهم گفت حواست به این خارجیه باشه ها. نکنه جاسوس ماسوس باشه بخواد ما رو تو دردسر بندازه! ناراحت

همچین آدمهایی هستیم ما!