نسل سوخته 2

بعد از اینکه اون مطلب قبلی رو در زمینه نسل سوخته نوشتم یه ایمیلی از طرف یکی از دوستان به دستم رسید که خوندنش خالی از لطف نیست. این ایمیل هم با واژه‌های دیگه‌ای نسل سوخته بودن رو نمایش می‌ده:

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم 
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند
ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه 
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم 
توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم 
آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند 
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند 
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم 
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم 
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم 

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم 
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی 
ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام 
ما چیپس نداشتیم که بخوریم 
حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم 
ما ویدیو نداشتیم 
ما ماهواره نداشتیم 
ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است 
ما خیلی قانع بودیم به خدا 
صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی 
یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش زبان
زنها توی فیلمهای تلویزیون ما، توی خواب هم روسری سرشان می کردند 
حتی توی کتابهای علوم ما زنها هم باحجاب بودند
ما فکر می کردیم بابا مامانهایمان، ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند 
عاشق که می شدیم رویا می بافتیم، موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم 
جرات نداشتیم شماره بدهیم، مبادا گوشی را بابایمان بردارند 
ما خودمان خودمان را شناختیم 
بدنمان را، جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم 
هیچکس یادمان نداد
و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل
نسلی که عشق و حالهایشان را توی «شهرنو»ها و کاباره های لاله زار کرده بودند 
و نسلی که دارد با «فارسی وان» و «من و تو» و «ایکس باکس» و «فیس بوک» بزرگ می شوند 
و جالب که هیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند
ما واقعاً نسل سوخته هستیم، انصافاً

/ 6 نظر / 5 بازدید
محمد رحماني

آخرین نسخه غلط نامه فارسی به انگلیسی برای یادگیری زبان‏ Free fall: فال مجانی Easy Love: لواسان Longtime: در حمام ، زمان پیچیدن لُنگ را گویند Long time no see: !دارم لونگ می‌‌پیچم ، نگاه نکن Screwdriver: !.......! راننده San Jose: به ترکی‌ ، شما خوزه هستید San Antonio: به ترکی‌ ، شما آنتونیو هستید MacBook: کتابچه راهنمای حجاج Bertolucci: چپ چشمی که بربر نگاهت می‌کند

محمد رحماني

ادامه: Comfortable: بفرمایید سر میز Burkina Faso: برو کنار وایسا Confuse: آنکه برق از ...... می پرد His friends: دوستان هیز Parkinson: پسر سرایدار را گویند که در اتاقکی در پارکینگ زندگی‌ می‌کند Categorize: نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود Black light: سیانور Refer: فرکردن مجدد مو Good setting: آن سه چیزِ نیک را گویند : گفتار نیک - کردار نیک -پندار نیک Configure: ژستِ ......

محمد رحماني

ادامه: Sweetzerland: سرزمینی که مردمانش زیاد زر می‌‌زنند اما به دل‌ می‌‌نشیند Accessible: عکس سیبیل Very well: رها و آزاد و افسار سرخود و بی تکلیف و سرگشته و بی جا و مکان Tequila shot: پیک شادی Subsystem: صاحب دستگاه Jesus: در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند Moses: در اصفهان به موز گویند UNESCO: یونس کجاست؟ Porno: مملو از چیزهای جدید Macromedia: رسانه های عوام فریب George: در تبریز به گرگ می‌گویند Good Luck: چه لاکِ قشنگی‌ زدی ببخشيد وقتتونو گرفتم

رونق

خیلی جالب بود ممنون

فاطمه رایگان

سلام مینا خانوم خوبی نیستی پیغامت رو به من رسوندند ممنون سلامتو به من رسوند چی کارا می کنی .این هفته بچه ها (سحر و مریم و سونیا) خونه ما دعوتند کاش تو هم تبریز بودی میومدی جات خالی .

مینا

فاطمه کدوم پیغام ؟ منو دعوت نکردی که [نگران]