تفاوت سگها و گرگها

از نظر انسان ها سگ ها حیواناتی با وفا و مفید هستند ولی از نظر گرگ ها، سگ ها گرگ هایی بودند که تن به بردگی داده اند تا در آسایش و رفاه زندگی کنند.

ارنستو چگوارا

/ 8 نظر / 16 بازدید

سلام. اینهم یک داستان زیبا از چگوارا دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ یک دفعه کلاس از خنده ترکید ... بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی . او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند . او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برج

غریبه

ببخشد ظاهرا داستان ناقص افتاده بود. اما ادامه داستان... او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم . پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت: برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود ! در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند روزی مادرم از هم

مینا

جناب زارعی جمله بسیار زیبایی بود البته فلسفی و انسان را به فکر وادار می کند واقعا خوشم اومد از انتخابتون [گل]

مریم.ر

غریبه جان داستان نصفه موند که خواهشا بقیه اش رو بنویس ممنون

مریم.ر

به نظر من که زیاد جمله جالب نبود.

غریبه

روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟! همسرم جواب داد : من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم …! و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید …

دستانم بوی گل می داد، مرا به جرم چیدن گل زندانی کردند! اما هیچکس ندانست که من گلی کاشته بودم ...

یلدا

خیلی داستانت قشنگ بود غریبه ! منم جوجه اردک زشتم ! تو زندگی همیشه اینجور بودم و هستم اما الان حقیقتا یه قوی زیبام که همه حسرت یه لحظه از زندگی منو دارند