زلزله

خیلی دردناکه یه هویی به عزیزانت زنگ بزنی ببینی در هراس و وحشت از یک رویداد طبیعی به سر می‌برند. خیلی سخته خودت در آرامش نسبی بخوابی ولی نگران زندگی کسانی باشی که تک تکشان بهترین‌های زندگی‌ات هستند. خیلی سخت و دردناکه کاری از دستت برنیاید و فقط نظاره‌گر باشی. هیچوقت نتوانسته‌ام رابطه حوادث اینچنینی با عدل خدا را پیدا کنم. نمی‌دانم آن چند صد نفر انسانی که در شب قدر احتمالا خود را برای مراسم احیا آماده می‌کردند "به کدامین گناه کشته شدند؟" چرا در کشور و شهر و حتی روستای دیگر این اتفاق نیفتاد و فقط برای آنها اینگونه مقدر شد؟ سرنوشت؟ اتفاق؟ بلای طبیعی؟ خواست خدا؟ تقدیر؟ اسمش که مهم نیست. مهم این است آن چند صد نفری که تا روز قبل بر خاک سجده می‌کردند و دعا و مناجات می‌خواندند و الهی العفو می‌گفتند، امشب اسیر خاکند!

/ 10 نظر / 20 بازدید
دوست

شنبه بود، آغاز هفته ای برای ما و پایانی برای همه هفته های عمرت غمت آوار می شود بر سرم، و آرزوهایی که اینک زیر تلی از خاک مدفون اند و روزه ای که هرگز افطار نشد ساعت 4:45 به چه می اندیشیدی؟ به مزارع نخود، به شیر گاوها، به سیب باغ ها، به نتایج کنکور، به عروسی دخترت، پایان خدمت پسرت، به بیست و چندمین قسمت سریال " خداحافظ بچه "... ...آسوده بخواب که آبادی ات ویران شد دیگر دست های پینه بسته ات به چه کار می آید؟ یک عمر هم که بیل بزنی نه سقف کاه گلی خانه ات تعمیر می شود و نه کمر شکسته ات راست

مریم

اگه این مردم اینقدر در فقر و محرومیت نبودند و خونه ی بالای سرشون اینقدر سست ساخته نشده بود شاید الان تقدیر خدا جور دیگه ایی بود و شاهد این همه تلفات و ویرانیها نبودیم....حیف..

پوری اردبیلی

نمی دونم چند نفر باید کشته بشند تا عزای عمومی اعلام بشه. نمی دونم حفظ جون مردم عزیزمون مهمه یا حفظ آرامش کشور به خاطر اجلاس سران کشورهای عدم تعهد که کمک های سایر کشور ها پشت مرزها در انتظارن تا ایران اجاززه ورود بده و می خواد ابعاد زلزله رو کوچکیک نشون بده به خاطر همینه که دیشب به جای اینکه بگه مردم زلزله و مصیب دیده در چه وضعی هستن برنامه به اصطلاح طنز که بیشتر هزل و مسخره کردن این و اون هست رو نشون می داد. من شب زلزله منتظر بودم تا یکی از شبکه های آمار بده و بگه چند نفر آسیب دیدن اما تو کل شبکه ها تنها تصویری که به چشم می خخورد چهره خبیث و غیر معنوی آخوندای از خدا بی خبر بود که دم از خدا می زدن. و فقط شبکه خبر زیرنویس کرد که تو اهر زلزله شده. به نظرتون اگه خبررسانی زود انجام می شد مردم لااقل شهر های اطراف به کمک هموطنانشون نمی رفتن؟ وبه جای گوش کردن به چرندیات یه عده شکم پرور قدرت طلب احیای واقعی رو با بیرون کردن مصدومین از زیر آوار انجام نمی دادن. به جای اینکه بگه مردم هریس و ورزقان و اهر نیاز به خون دارن داره دم از سوریه و بشار اسد خونخوار می زنه جون دختر بچه و پسر بچه زیر آوار مونده مهم هستش یا بشار اسد

مریم

جالب کمک هیچ کشور خارجی رو نمی پذیریم ... و صدای مجروحان تا صبح از زیر آوارا به گوش می رسیده و کسی کمک نمی کرده...

وحید

اونوقت اگه اون ور دنیا تو آمریکا یکی اسلحه می‌کشید سه سوته خبرش nبار تو رسانه ملی پخش می‌شد. جالبه که زلزله که شد بنگاه خبرپراکنی بی بی سی که تو لندن مستقره سریع اخبارشو پخش کرد اونوقت سربازان گمنام رسانه ملی ما از پخش کردن خبر امتناع کردند. آخه باید جلسه می‌ذاشتن می‌دیدن صلاح هست خبر پخش بشه یا نه؟! بعد 2 روز که دیدن این کارشون حسابی به آذری‌ها و غیر‌آذری‌ها برخورده تازه تصمیم گرفتن چهار تا پیام تسلیت تو تلویزیون بذارن. آخه چی بگم...

کنعانی

سلام. منم حس شمارو دارم خیلی نگران خانواده ام. من پیش خانوادم که تو آذربایجانند نیستم اما دلم پیش اوناست. دیروز که داشتم تلفنی با داداشم حرف میزدم بهم میگفت دوستش از ترس از خونه بیرون نمی یاد تا با هم بازی کنند و میگفت البته راستش خودمم میترسم. مامانم هم میگه هر چی که خدا بخواد من امیدوارم از این به بعد به خیر بگذره. ولی آقای زارعی خدا برای هر کسی چیزی مقدر کرده و به کدامین گناه کشته شدند درست نیست خدا اونارو بخشیده چون به قول خودتون شب فدر و درک کردند . قبول کنیم که کمی تقصیر خودمونم هست که با اینکه کشورمون رو خط زلزله هست اما اصلا بهش فکر نمیکنیم و خونه هامونو درست نمی سازیم قبول دارم تو روستاها خونه ها ممکنه کاهکلی باشه ولی به خدا دست خودمونه. باقیشم که هر جی خدا بخواد من نمیخوام خودمونو با ژاپن مقایسه کنم ولی هر جی باشه اونام بشرند مثل ما چرا اونا میتونندو ما نمیتونیم.من خودم جز همین مردمم یه آذری و هم زبونامو از ته دل دوست دارم و از شنیدن غمشون و دیدن عکس پدری که بچه ناز و بیگناهشو که فوت شده بغل کرده جگرم اتیش میگیره چون حسش و نسبت به بجه اش درک میکنم و میدونم هیچکی حاضر نیست خار به پای بچه اش بره. انش

مینا

خدایا ... آرامتر ...! نیازی به زمین لرزه نیست ... کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!![گریه][گریه][گریه]

سولماز بقایی

سلام زلزله واقعا یکی از ترس های بزرگ زندگی منه. اونقدر بزرگ که تقریبا هر ساعت بهش فکر می کنم و با هر سرگیجه ای به لوستر بالای سرم تو اتاق خیره می شم. وقتی خبر زلزله تبریز رو شنیدم تا چند شب خوابم نمی برد. اما چاره ای نیست. وقتی نمیشه حتی چند دقیقه قبلتر بیش بینیش کرد فقط باید از خدا کمک خواست که به تهران و این همه آدم رحم کنه ...

سلام وبلاگ پوری به روز شد