سفره خالی

یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد: کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت: آقا سفره خالی می خرید...؟

موقع افطار نیازمندان واقعی را از دعاهایتان فراموش نکنید...

/ 6 نظر / 6 بازدید
سعید آهنی

بنظر من گاهی صفا و صمیمیت و صداقتی که سر همین سفره های خالی موج میزنه از هزاران سفره رنگین لذتبخش تره و خداوند هم نجوای دل این عزیزان رو زودتر میشنوه.تقاضای کاملا صادقانه و خوبی بود.خداوند توفیقمان دهد که همیشه بفکر نیازمندان باشیم نه در مواقع خاص.[گل][گل][گل]

مینا

سلام بچه ها خوبین؟منو هم دعا کنین ها یادتون نره!!!! [گل]

سعادتیان

خدایا! هیچ پدر و مادری رو شرمنده بچه ش نکن...!

مینا

می بینم که هیچ کس نمی خوا د به من بیچاره درمورد مقاله آخرین پیشرفتهای کتابخانه ها کمک کنه خواهشا یه کمی توجه کنید دیگه[کلافه][زودباش][کلافه]

محمود

سلام انسان خوب بامدادت زلال در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست تا دید محتسب که سبو می‌کشد به دوش احوال شیخ و قاضی و شرب الیهودشان کردم سال صبحدم از پیر می فروش گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی درکش زبان و پرده نگه دار و می بنوش ساقی بهار می‌رسد و وجه می‌نماند فکری بکن که خون دل آمد ز غم به جوش عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش ممنونم از حضور و محبتت،بارها اینجا آمدم و مطالب را خواندم و استفاده کردم آقا وحید عزیز بهترین ها را براتون از درگاه حضرت حق تمنا دارم

سعید آهنی

سلام مینای عزیز. چند وقت پیش تو یک کارگاه آموزشی برای کتابداران شهرستان ماهشهر در مورد آینده فناوری در کتابخانه صحبت کردم.در نتیجه مجبور شدم یک سری اطلاعات در مورد سیر فناوری های وارد شده و نشده به کتابخانه ها رو گردآوری کنم. آدرس ایمیلتو برام ارسال کن تا در اولین فرصت برات ایمیلش کنم شاید بدردت خورد.[گل][گل]