باز باران ...

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
... خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد
باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬بی بهانه، شایدم گم کرده خانه !

/ 5 نظر / 11 بازدید
مینا

سلام شعرش که عالی بود منو یاد بچگی م و روزهای سبز می ندازه همیشه می خوندم کودکی ده ساله هستم شاد و خرم چست و چابک الان می گم من زنی سی ساله هستم شاد و خرم نرم نازک چست و چابک[نیشخند][کلافه][کلافه] واقعا که عمر چقد زود می گذره چقد سریع!!! راستی آقای زارعی قرار بود یه تحقیقی برای ما بکنی اطلاعاتی دریافت کردین خبری نیست ازتون چند روز پیش هم خواب دیدم نامه ای برای من فرستادین که اصلا خطشو نتونستم بخونم خدا به خیر کنه[خنده] [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

میترا دیدار(اصغر)

ای وای نه قشحیده!!!!!!!!!!!!! سلام... منم اومدم...امیدوارم حاله کتابدارها خوب باشه... من هر چن وقت یه بار می یام و یه سر اینجا میزنم.... ولی این شعر واقعا احساس مسولیت خفته ی کتابداریم رو شعله ور و بیدار کرد که یه نظری بدم در این وادی.... شاد و خرم باشید... [دست]

سعید آهنی

سلام. امیدوارم که حال تمامی دوستان خوب باشه.این روزا بازار تغییر محتوای شعرهای دوران کودکی گرمه اما محتواها شاید خیلی جالب نباشن گرچه این شعر و شعر علی کوچولو از بقیه بهتر هستن.متشکرم.[گل][گل]

مریم رونق

به به خانم میترا دیدار..خوب هستید؟ چه خبرا؟ چه می کنید خیلی وقت بود ازتون خبری نداشتم[قلب]

نورمحمدی

سلام به همگی دوستان.امیدوارم تک تکتون به آرزوهای مهمتون رسیده باشین و همواره ایام به کامتون بوده باشه.برای تمام عزیزانی که تو این مدت مامان و بابا شدن آرزوی سلامتی کرده و امید وارم سایه شون رو سر نی نی هاشون باشه و برای دوستانی که عزیزانشونو از دست دادن صبر جزیل آرزمندم .موفق باشین [لبخند]